رشته حقوق

انواع رویکردهای پژوهشی در حقوق

دانلود پایان نامه

انواع رویکردها

رویکردهای پژوهشی، یعنی این که پژوهشگر با چه موضعی به پژوهش درباره ی یک مسئله یا موضوع یا متن  می پردازد،به اعتباری به دو نوع درونی و بیرونی و به اعتبار دیگر به تک منظری وچند منظری تقسیم می شود:

1-1-رویکرد درونی وبرونی: گاهی پژوهشگراز منظریک معتقد و بازی گر به توصیف وتوجیه وتبیین چیزی می پردازد که دراین صورت آن راپژوهش درونی گویند.اما گاهی پژوهشگراز نگاه یک غیرمعتقد و تماشاگر محض به توصیف و توجیه و تبیین آن چیزاهتمام می ورزد که در این هنگام آن پژوهش برونی نامند.[1]

پژوهش درونی جانب دارانه و تعصب آلود و از روی حبّ و بغض، و پژوهش برونی بی طرفانه وبی غرضانه است.امروز پژوهشی را علمی می خوانند که تماشاگرانه وبیرونی و خالی از تعصب و جانب داری باشد.محقق با چنین رویکردی بسان عالم علم تشریح است که نمی گوید:بایدفلان استخوان دراینجاباشد یابایدفلان استخوان دارای این حجم و وزن وشکل باشد؛بلکه همان چیزی راکه می یابد، توصیف می کند.غرض اووصف حقایق است،نه وضع قواعد.[2]

لزوماًهرمعتقدی جانب دارانه وهرغیرمعتقدی بی طرفانه تحقیق نمی کند.معتقدمی توانددرعین اعتقادبه آموزه ای بی طرفانه به بررسی آن بپردازدوآن منوط به این است که نخست،همه ی دیدگاه های موافق و مخالف و ادله ی آنان را چنان که هست،توصیف کندوسپس به نقدآنها روی آورد.[3]

اغلب پژوهشگرغیرمعتقد چنان که شایسته است،به همه ی ابعادموضوع اشراف علمی پیدا نمی کندو لذابه تفسیر درست آن نایل نمی آید؛چنان که یک غیرمعتقدنمی تواندسوز و گدازیک شیعی را درسوگ امام حسین(ع)به درستی درک کند؛زیرا او نمی تواندبا یک شیعی همدلی داشته باشد.

 

2-1- رویکرد تک منظری وچندمنظری:

بسیاری ازموضوعات درعلوم مختلف ویادریک علم ازیک دیدگاه های مختلفی موردبحث قرارمی گیرد.پژوهش تک منظری آن است که به مباحث مطرح دریک علم یایک دیدگاه بسنده شود.

پژوهش چندمنظری آن است که درخصوص موضوعات مشترک میان علوم مختلف یا موضوعاتی که دیدگاه های گوناگونی درباره ی آن مطرح شده است،به بررسی تطبیقی ومقایسه ای آنها اهتمام گردد.به پژوهش چندمنظری«بررسی تطبیقی یا مقایسه ای» نیزمی گویند.برخی ازنمونه های پژوهش های تطبیقی عبارت انداز:

چنانچه بررسی تطبیقی و مقایسه ای درباره ی موضوع مطرح دردویاچندعلم باشد،آن را«پژوهش میان رشته ای» هم می نامند؛درمقابل«پژوهش درون رشته ای»که عبارت ازبررسی موضوع دریک علم است.

پنهان نیست که منظرهاوزاویه های گوناگون به موضوع نگریستن ابعادمختلف موضوع را می نمایاندوشناخت کامل تری را ازموضوع به دست می دهد.به همین روپژوهش چندمنظری یکی ازارزش مندترین انواع پژوهش به شمارمی رود.

بایدتوجه داشت که درپژوهش چندمنظری بایداطلاعات مربوط به منظرهای مختلف باهم مقایسه شود وجهات اشتراک و افتراق آنها بررسی گردد.آشکاراست که آوردن اطلاعات از منظرهای مختلف ودرکنارهم چیدن بدون آن که میان آنهامقایسه ای صورت بگیرد،تلاش بی نتیجه خواهدبود.[4]

بند دوم -رویکرد فلسفی

رویکرد فلسفى در تحقیق به چه معنایی است؟ از همین آغاز براى فهم بهترموضوع مثالى ذکر می شود :

مثلاً دانشمندعلوم تجربى درنهان خانه ذهن خود بدون آنکه خود بداند دو فرضیه  دارد ﴿ یکى اینکه علم با مشاهده آغاز مى شود و دیگر آنکه مشاهده، اساس قابل اعتمادى فراهم مى کندکه مى توان از آن معرفت بدست آورد﴾؛ چه بسا باهمین روش گزاره هایى را که علم مى داند بر علم افزوده است اما اینجا نگاه تیزبین و نقاد فیلسوفان وارد میدان می شود و اول دو نظریه مفروض آن دانشمند را کشف مى کند و یکان یکان به نقد و ابطال آن می پردازد .  فیلسوف درباب نامطمئن بودن مشاهـــده اینگونه استدلال مى کند:

مطلب مشابه :  تعهّدات مستأجر در قرارداد اجاره کشتی

 

  • فیلسوف مى گوید آن دانشمند به این خاطر مشاهده را در تحقیق اطمینان بخش فرض کرده که این فرض او، خود مبتنى براین فرضّیات بوده : اولاً خواص جهان خارج توسط مغز درهنگام دیدن ضبط مى شودومشاهده گر دسترسى مستقیمى به آن خواص دارد . ثانیاً دومشاهده گرعادى که شىء یا منظره ى واحدى رااز یک مکان مورد مشاهده قرارمى دهند هردوهمان چیز را خواهند دید؛ پس مشاهده مى تواند

ابزاراطمینان بخش پژوهش باشد

 

  • فیلسوف این پیش فرض ها را اینگونه باطل مى کند که تصاویرى که از طریق شبکیه ى چشم به ذهن منتقل مى شود ضرورتاً براى دویاچند مشاهده گر، تجارب یکسانى ایجاد نمى کنند حتى اگرتصایرایجاد شده برشبکیه هایشان عملاً یکسان باشد. این جمله معروف از هنسون[5] است که می گوید: ” برای دیدن، چیزهاى بیشترى از آنچه باچشم برخوردمى کنندوجود دارد” به مثال یا شکل زیرنگاه کنید[6]:

 

از این شکل دو نوع ادارک می توان داشت ؛ یکی سطح فوقانى پلکان وهمچنین سطح تحتانى پلکان ، بعلاوه اگربراى مدّتى به تصویر نگاه شودعموماً به طورغیر ارادى چنین ملاحظه خواهدشدکه آنچه دیده می شودمکرراً ازپلکانى که از بالا نگاه می شود به پکانى که ازپایین دیده می شودوبالعکس ،درحال تغییر است . در اینجا تصویرنقش بسته برشبکیّه، تغییرنمی کند زیرا شیء مورد نظرمشاهده گرهمچنان بدون تغییر مى ماند این تغییرادراک به عین خارجى ربطى ندارد . نتایج آزمایشات انجام شده دربرخى قبایل آفریقایى که فرهنگشان شامل  کشیدن اشیاء سه بعدى به وسیله تجسم منظره دو بعدى نبوده است، نشان می دهدکه افراد آن قبایل این شکل رارشته ى دوبعدى ازخطوط دیده اند نه یک پلکان .[7]

پس اینجا فیلسوف نتیجه مى گیرد که تجربه ی بینایى مشاهده گرهنگام نگاه کردن به شیء ، تا حدى به تجارب گذشته ، معرفت وانتظارات وى بستگى دارد. وهمیشه مشاهده نمى تواند کافى براى شناخت وپژوهش باشدو گزاره هاى مشاهداتى که در تحقیق علمى داخل مى شوند خود مبتنى بر پیش فرض ها ونظریاتى اثبات نشده هستند و درواقع این پارادایم ها هستند که دانشمندان را وادار می کنندکه جهان را چگونه ببینند. در واقع زبان مشاهده ای بی طرف وجود ندارد. چنانکه گالیله آونگ یا پاندول را شیء دارای اینرسی می دید ولی اسلاف او اونگ را شیء در حال سقوط وتحت قسر می دیدند که تدیجاً به غایت خود یعنی سکون نزدیک می شود

هر جامعه علمی زیر سلطه و سیطره ی مجموعه ی بسیار وسیعی از مفروضات مفهومی و روش شناختی است این مفروضات در قالب «نمونه های استاندارد»[8] ریخته شده و دانشجویان از طریق همین نمونه های استاندارد نظریه های رایج در رشته ی خود را فرا می گیرند. این نمونه ها در عین حال معیارهایی برای شناخت علم معتبر به شمار می آیند. همواره با مفاهیم کلیدی هر علم مفروضات روش شناختی و متافیزیکی آن علم را به دانشجویان منتقل می کنند. آنها نمونه هایی هستند که در فعالیت های جاری علمی پذیرفته شده اند و به شکل قانون و نظریه موجب پدید آمدن سنت های خاص ومنسجم پژوهش علمی می شوند.[9]

با این مقدمه می توان علم را به دو شقّ «متعارف» و «انقلابی» تقسیم کرد؛ این بحث محور بحث فیلسوف معروف علم، «توماس کیون[10]» است که با کتاب«ساختارانقلابهای علمی» انقلابی در فلسفه ی علم بوجود آورد. کیون آن«پیش فرض ها» را «پارادایم» می دانداز نظر او تاریخ علم شاهد جابه جایی های «پاردایم» های مختلف بوده است. از نظر او انقلاب علمی زمانی رخ می دهد که پاردایمی جدید، پاردایم متعلّق به علم متعارف را واژگون کند. علم متعارف نوعی فعالیّت محافظه کارانه است. دانشمندان تا زمانی که پارادایم های مورد قبولشان بتواند مسائلشان را حل کندبه فعالیّت عادی خود ادامه می دهند اما اگر هنجارهایی در مسیر علم پیش بیایدکه پارادایم غالب نتوانداز عهده حل وتبیین آن برآید، دانشمندان به فکرمی افتندتا پارادایمی تازه جانشین آن کنند. از نظر کیون، با تعویض پارادایم، نظریه ای بر نظریه های سابق افزوده نمی شودبلکه به داده های مأنوس به شیوه ای نو نگریسته می شود. مثلاً اگر تا کنون حقوق بین الملل را برگرفته از حقوق طبیعی و فطرت میدانستیم و گزاره های آن را با آن نگرش تبیین می کردیم اکنون آن را محصول اراده دولت ها و رضایت آنها برمی شماریم .

مطلب مشابه :  رعایت حقوق دیگران

پس رویکرد فلسفى درتحقیق خود نوعى فلسفه است و اصلاً خود محک وابزار راستیى آزمایى پژوهش ها وعلوم است . برخی شاید نسبتِ فلسفه با پژوهش را نوعی تکرارمکرّر یا توتولوژی [11]بدانند مثل این که گفته باشیم «الف، الف است» . فلسفه پژوهش است . ولی این موضوع به ظاهر بدیهی ، نیاز به توضیح دارد که گمان می کنم با مثال بالا روشن شد. چه بسا همین امور واضح است که ذهن در اثر عادات از فهم دقیق آن باز می ماند و از تعمق بیشتر درباره ی آن غفلت می ورزد به همین لحاظ از جهتی فلسفه همیشه حالت بازنگری پیدا می کند . ذهن فلسفی ازمتعلَّق خود فاصله می گیردتا درباره ی آن دقیق تروعمیق تر به باز اندیشی بپردازد . یعنى علوم که حاصل تفکّرات و آزمایشات بشراست دوباره توسط فلسفه بازنگرى مى شود.دراینجا برای حسن ختام این بحث به جمله ی از فوئرباخ،  فیلسوف آلمانی اشاره می کنم که میگوید:

 تفکّر در کاخ و تفکّر در کلبه یکسان نیست.

[1] نکونام،جعفر، منبع پیشین ، ص 24.

[2] عسکری ،عبودعبدالله ، منهجیه البحث العلمی فی العلوم الانسانیه، ویرایش جدید،( دمشق دارالمنیر، 2005) ،ص12 .

[3] نکونام، جعفر، منبع پیشین، ص24.

[4] همان ،صص 25-26.

52-NORWOOD R .HANSON

[6] تصویرهایی که می توان از انها دوگونه ادراک داشت فراوانند چه در کتب روانشناسی و چه کتب فلسفی. مثلاً ویتکنشتاین تصویر اردک و خرگوش را در کتاب پژوهش های فلسفی اش اورده و آن را تحلیل کرده است. تصویر دیگر از این نوع تصاویر مکعب نکر(necker) ال ای نکر ، بلورشناس سوئیسی اولین کسی بود که این پدیده را در سال 1832توصیف کرد.( – نقل از مقاله «گذر از روش شناسی علم به روش ستیزی علم» نوشته علی حقی ، نشریه  داخلی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد ، شماره 56 ،تابستان1381 ،ص41).

54- چالمز ، آلن اف ،چیستى علم ، ترجمه : زیباکلام ، سعید ، چاپ دوم،(تهران ،انتشارات سمت 1379)، ص 37.

55- standard examples

[9] – حقی ، علی، «گذر از روش شناسی علم به روش ستیزی علم» ، نشریه  داخلی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد ، شماره 56 ،1381. ،ص38.

57- Thpmas s.kuhn

58- توتولوژى : یعنى اینکه در مقام تعریف کلمه اى، آن رابه خود کلمه حمل کنیم . مثل جمله معروف مرحوم شریعتى : فاطمه ،فاطمه است.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92