رشته حقوق

اصول اعتقادات از منظر بهائیان

اصول اعتقادات از منظر بهائیان

 

هر دین و آئینی از اصول اعتقادی و فروع و احکام عملی تشکیل شده است. لیکن تمام ادیان توحیدی در چند اصل با هم مشترکند:

برای توضیح اصول عقاید بهائیان ابتدا لازم است که اصول مشترک تمام ادیان توحیدی را بیان کنیم و عقیده تحریفی بهائیان و رهبران آن‌ها راجع به این اصول ذکر کنیم، اصول مشترکی که تمام ادیان الهی به آن‌ها اتفاق‌نظر دارند، سه تا اصل است. توحید ،نبوت ، معاد. یعنی تمام ادیان الهی و توحیدی در این اصول مشترکند و اختلافی نسبت به آن‌ها ندارند.

 

گفتار اول: اعتقاد به تجلی و تجسد خداوند در میرزا حسینعلی بهاء

توحید به معنی یگانگی خداست، یکی از اعتقادات بهائیان اعتقاد به خدا بودن میرزا علی‌محمد باب و حسینعلی بهاء است، در جای جای کتاب‌های مختلف محمدعلی باب و حسینعلی بهاء به این موضوع اشاره شده است. مثلاً حسینعلی بهاء در زمانی که در زندان عکا بود گفته است که: «واسمع ما یوحی من شطر البلاء علی بقعه المحنه و الا قبلاً من سوره القضاء انه لا اله انا المجون الفرید: « بشنو آنچه را که وحی می‌شود از مصدر بالا بر زمین غم و اندوه از مصدر قضا بر ما به این که نیست خدایی جز من زندانی تنها[1]»

– «تفکر فی‌الدنیا و شأن اهلها ان الذی خلق العالم لنفسه قد حبس فی اخرب الدیار بما اکتسبت ایدی الظالمین .[2]در خصوص دنیا و حالات مردم آن بیندیش زیرا آن‌که جهان را برای خود خلق کرد در خراب‌ترین مکان‌ها به زندانی ستمکاران است.

– ان الذی خلق العالم لنفسه منعوه ان ینظر الی احد من احبائه[3].

از بهاءالله پرسیدند که شما که خود را خدا می‌دانید چرا بعضی از مواقع می‌گویی، ای خدا و در بعضی از نوشته‌هاست از او استمداد می‌کنی؟ بهاءالله جواب داد «یدعو ظاهری باطنی و باطنی ظاهری لافی الملک سوای رکنی‌الناس فی غفله مبین» باطن من ظاهرم را می‌خواند و ظاهرم باطنم را.»در جهان معبودی جز من نیست، لیکن مردم در غفلت آشکارند.[4]

باز در جای دیگر می‌گوید: «ای گروه انشاء بشنوید ندای صاحب اسماء را که ندا می‌کند، از مصدر زندان بزرگ خویش، این که نیست خدایی جزمن توانای کبریا، متکبر، متعالی و دانای حکیم .[5]

در کتاب تاریخ الصدور از عباس‌افندی به خدایی میرزا حسینعلی چنین اذعان و اعتراف شده است «ای تقبل الی الله و منقتطع الی الله» مقام ظاهر قبل نبوت کبری و مقام حضرت اعلی الوهیت مشهودی و مقام جمال اقدس احدیت ذات هویت وجودی و مقام این عبد عبودیت محضه صرفه بحته و هیچ تأویل و تفسیری ندارد .[6]

در جایی دیگر می‌گوید گوش دار که از مصدر بالا بر زمین سخت و ابتلا این وحی نازل شد که نیست خدایی جزء من تنها که در زندان به دست بندگان ظالم خود گرفتارم[7]

از عباس‌افندی راجع به آیه‌ ای از باب پرسیدند در مورد مرد شومی که به هیکل خدا می‌نشیند، عباس‌افندی پاسخ داد: مقصود از مرد شوم میرزایحیی ازل برادر میرزا حسینعلی است. [8]

بنابراین همانطور که از بیانات رهبران بهایی بر می‌آید آن‌ها اصلاً اصل توحید را نپذیرفتند. همه را به اطاعت و خضوع و خشوع از خودشان وا می داشتند در حالی که خداوند در قرآن کریم به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: قل انما بشر مثلکم… من هم بشری هستم مثل شما، تنها تفاوت من این است که به من وحی می‌شود… در حالی که رهبران بهایی به صراحت تمام ادعای خدایی و مالکیت جهان را دارند، حسینعلی بهاء می‌گوید: «به تحقیق ظاهر شده است. محبوب عالمین، مقصود عارفین، معبود اصل آسمان‌ها در زمین و محل سجده و سجود اولین و آخرین[9]

 

گفتار دوم: منسوخ شدن ادیان گذشته و تشریع دین جدید

بهائیان مانند بابیان معتقدند که با ظهور بهاءالله، شریعت اسلام پایان یافته است و دوره‌ی رسالت حضرت‏ محمد  صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سپری شده است و این دوره، دوره‌ی زمامداری جمال اقدس ابهی- بهاءالله- و آئین اوست. رهبران بهائی چنین می‌گویند که هر دین و شریعتی، مدت محدود و معینی دارد و این دوره‌ی محدود تقریباً هزار سال است و هرگاه دوره‌ی هر دینی به پایان رسیده آن دین به وسیله دین و شریعت جدید، نسخ می‌شود. بهائیان دلیل عقلی این نسخ را مقتضیات زندگی بشر و تکامل و رشد عقل و فکر او می‌دانند و معتقدند دین و شریعت همیشه در حال تحول و دگرگونی است[10]

مطلب مشابه :  وجوه اشتراک و افتراق قواعد اعلامیه جهانی و اعلامیه اسلامی حقوق بشر

حسینعلی در ابتدای امر خود را من یظهره‌الله موعود نامیده بود. ولی از نوشته‌های ضد و نقیضی که راجع به پیامبر و نبوت دارد بر می‌آید که علی‌رغم اقرار و اعتراف خود به ختم نبوت ادعای نبوت و پیامبری نیز دانسته است: حسینعلی بهاء در مورد خاتمیت رسالت می‌گوید: کما انتم تقرون فی‌الکتاب بان الله لما ختم النبوه العلیاء بلقائه و کان ذلک حتم مختوم.[11]

یا در جای دیگر می‌نویسد الصلوه و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه و علی آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً: سلام و درود به آقای اهل عالم و پرورش دهنده امت‌ها کسی که به نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد[12]

و باز می‌گوید: از این گذشته خاتم النبین از محکمات آیات کتاب رب‌العالمین است، اگر هزار و دویست و هفتاد سنه احدی به معنی آن مطلع شد حال هم معانی کلمات منزله بیان را نفی دون‌الله می‌تواند ادراک نماید.[13]

با این‌‌که حسینعلی بهاء به صراحت ختم رسالت را بیان می‌کند با این همه عباس‌افندی می‌نویسد: آن مظاهر نبوت کلیه که با او استقلال اشراق نموده‌اند. مانند حضرت موسی، حضرت مسیح و حضرت محمد (ص) و حضرت اعلی و حضرت جمال مبارک.[14]

میرزا حسینعلی بهاء باز در کتاب اقتدارات می‌گوید ای خدا،من آنان را دعوت نکرده‌ام جزء به چیزی که تو مبعوثم کرده‌ایی و اگر گفته‌ام بیاید به سوی من و نظری داشته‌ام جزء چیزی که تو به او ظاهر ساخته‌ایی و مبعوثم کرده‌ایی[15].

 

گفتار سوم: انکار قیامت

قیامت هم مثل توحید و نبوت از اصول اساسی تمام ادیان الهی است، رهبران بهایی قیامت به آن مفهوم پذیرفته شده نزد ادیان الهی قبول ندارند و در واقع آن را یک اعتقاد واهی می‌دانند[16]، حسینعلی بها: در کتاب لوح اقدس می‌گوید: به تحقیق قیامت برپا شده و اسرافیل در صور دهید و منادی هم ندا  داد و زمین هم به ظهور من متزلزل شد و کوه‌ها هم به ظهور من مانند پنبه زده شد و آسمان‌ها هم پیچیده شد و بهشت هم در طرف راست قرار داده شد، و آتش هم باشتغال درآمد بازهم انکار می‌کنند[17].

علی‌محمد باب می‌گوید: مراد از یوم قیامت، یوم ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی‌شود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد بلکه موهوماً امری را توهم نموده که حقیقت ندارد و آنچه عنوان کرد و نزد عرف و اهل حقیقت تصور از یوم قیامت این است که ظهور شجره حقیقت در هر زمان به هر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است. مثلاً از یوم بعث عیسی تا یوم عروج آن قیامت موسی بوده که ظهور الله در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزا داد هرکس که مومن به موسی بود و از حین ظهور شجره بیان (یعنی علی‌محمد باب) الی مایغرب قیامت ظهور الله است که در قرآن خداوند وعده فرموده بود که اول آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادلی‌الاول سنه 1260 اول یوم قیامت قرآن بود .

حسینعلی بها نیز قیامت را توهم دانسته و گفته است قدری تفکر نما تو همان در بین ملأ فرقان بود از ظهور قائم و ظهور قیامت و ظهور ساعت، بعد از ظهور نقطه اولی روح ما سواه فداه معلوم شود که جمیع خاطی بودند و به نظره از بحر علم مشروب نه، بهائیان برای توجیه اعتقادات کفرآلود خود به تأویل آیات قرآن پرداخته‌اند آیات قرآن کریم درباره قیامت آن قدری صریح است که جای هیچ‌گونه تأویل بر نمی‌دارد. میرزا جانی کاشانی می‌نوشت: مراد از قیامت نه قیامت کبری است و بلکه منظور از قیامت، قیامت قائم می‌باشد.[18]

حسینعلی بهاء می‌گوید: ای جماعت بهائیان گوارا باد شما را این بهشت که بقاء جمال من است و هم‌چنین می‌گوید: بگویید مردم که قیامت برپا شده و گذشت قیامت تمام شد. قیامت و صاحب قیامت که من باشم آمد و زلزله زمین تمام شود اگر کسی بگوید که بهشت کجاست. آتش دوزخ، پس ای جماعت بهائیان جواب مردم را بگویید که قیامت عبارت است از ظهور میرزا حسینعلی است و بهشت دیدن روی میرزا حسینعلی است، آتش دوزخ همان جان توست در صورتی‌که ایمان به حسینعلی نیاورده باشید. [19]

مطلب مشابه :  عدم آشنایی بافرهنگ حجاب ونقش آموزش وپرورش

از این بیانات به خوبی مشخص است که رهبران بهایی قیامت را بطور کلی انکار می‌کنند و مفهوم قیامت از نظر آن‌ها در همین دنیا اتفاق می‌افتد و در این زمینه هیچ نوع شباهتی با ادیان آسمانی ندارد.

از دیگر اعتقادات انحرافی بهائیان اعتقاد به مهدودیت نوعی است که بهائیان معتقدند که علی‌محمد باب همان امام زمان وعده داده شده است و این ریشه در اعتقادات شیخیه است که معتقد بودند که روح امام زمان (عج) هم می‌تواند بر بدن‌های دیگر منتقل شود و با فساد کالبد جسمانی آن روح کالبد دیگری را انتخاب می‌کند[20]

علی‌محمد باب قائمیت خود را این‌گونه بیان کردانا  القائم الذی انتم بظهوره توعدون[21] عباس افندی علی‌محمد شیرازی را پیغمبر دانسته است . ولی حسینعلی میرزا علی‌محمد شیرازی را امام زمان دانسته است [22]و فاضل مازندرانی عقیده مذکور را جزء عقاید بهائیان قلمداد کرده است [23] و همچنین از دیگر عقاید آنان اعتقاد به نسخ اسلام است. آنان معتقدند که با ظهور بهاءالله شریعت اسلام پایان یافته است و دوره رسالت حضرت محمد (ص) سپری شده است و این دوره، دوره زمامداری جمال اقدس ابهی، بهاءالله و آیین اوست رهبران بهایی می‌گویند که هر دین و شریعتی مدت محدود و معینی دارد و این دوره محدود تقریباً هزار سال است و هرگاه هر دوره دینی به پایان رسید آن دین بوسیله دین و شریعت جدید نسخ می‌شود. بهائیان دلیل عقلی این نسخ را تکامل زندگی بشر، تکامل رشد عقل و تفکر او می‌دانند و معتقدند دین و شریعت همیشه در حال تحول و دگرگونی است [24]، بنابراین  بهائیان ادعا می‌کنند که با ظهور باب و بهاء شریعت اسلام الغا گردیده و دوره رسالت محمدمصطفی ـ صلی الله علیه و آله ـ سپری شده است و این دوره دوران زمامداری جمال اقدس الهی و آیین اوست. آنان گاهی میرزا حسینعلی را خداوند لم یلد و لم یولد می‌دانند و گاهی پیامبر مرسل و گاهی وی را مهدی موعود می‌شمارند.

با توجه به مطالبی که گفته شد، این فرقه توضیحی در مورد مبدأ عالم و انسان نمی‌دهد، معلوم نیست قائل به توحید است یا ثنوی‌گرا یا هم‌چون بودایسم منکر مبدأ است، یا چون شیطان پرست‌ها مظاهر طبیعت را پرستش می‌کند تنها چیزی که در تاریخ این فرقه به چشم می‌خورد، ادعای الوهیت میرزا حسینعلی بهاء است، وی [25]خویشتن را منبع وحی و تجلّی خدا معرفی کرده، مدعی می‌شود که خداوند خلقت و تدبیر جهان را به او سپرده است و درباره روز تولد خود می‌گوید: فیا حبّذا هذا الفجر الذی فیه ولد من لم یلد و لم یولد[26]

[1] افندی،عباس، مبین، ص 286 به نقل از نجفی،محمدباقر،بهائیان ،ص156.

 

[2] افندی،عباس، پیشین، ص 56. به نقل از پور صالحی،امیر،قائم موعود و مدعیان مهدویت،س12،ش47و48،پائیز و زمستان87،ص55

[3]همان، ص 232.

[4] همان، ص 405.

[5]افندی،عباس، اقدس(احکام بهایی)،ص 38.

[6] -رستگار، نصرالله،تاریخ صدرالصدور، ، لجنه ملی نشر آثار امری،تهران،104بدیع ص 207.

[7]– افندی،عباس ،مبین، ص 289 ،به نقل از نجفی،محمدباقر،بهائیان ،248.

[8]-اشراق خاوری،عبدالحمید ، مائده آسمانی ،ج3، ص 6..

[9]– خندق آبادی، جامعه جعفریه، ،کتابفروشی و چاپخانه پامنار، 1335 هـ .ص 36.

[10] فرمانیان، مهدی، آشنایی با فرق تشیع، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم ،سال1387ص203.

[11] اشراق خاوری،عبدالحمید،مائده آسمانی ،، جزء 4، ص 26، به نقل از نجفی،محمدباقر،بهائیان ،ص250.

[12]– میرزا،حسینعلی، اشراقات، چاپ سنگی،نشر مبین، ص 293.

[13] – تهرانی ،جواد، بهائی چه می گوید، مشهد، ط دوم،دارالکتاب اسلامی ۱۳۴۱، ج 2، ص 2،

[14] – -افندی،عباس،المفاوضات(هانور البهی،فی مفاوضات عبدابهاء)به اهتمام کلیفوردبارنی،لیدن1908.ص 124

[15] – حسینی، سیدمعصوم، نقد و بررسی فرقه با بیت و بهائیت، بوستان دانش ،چاپ 1 سال 1387 ،ص57

[16] – خندق آبادی،‌ پیشین، ص 28.

[17] -همان،ص36

[18] اشتهاردی، محمدمهدی، بابی‌گری و بهائی‌گری، ناشر کتاب آشنا، چاپ اول بهار 79،ص190-192.

[19] همان،ص151

[20] مدرس چهارهی،مرتضی،شیخی گری بابی گری از نظر فلسفه ،تاریخ،اجتماع،ص41

[21] نجفی،محمدباقر،پیشین،ص57

[22] همان،ص72

[23] مازندرانی،اسدالله،همان،ص173

[24] فرمانیان،مهدی،پیشین،ص203

[25]  افندی،عباس، اقدس(احکام بهایی) ، ص 1

[26]  افندی،عباس، پیشین، ص 50

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92