رشته حقوق

ارکان مسؤولیت مدنی ناشی از مزاحمت در کامن لا

ارکان مسؤولیت مدنی ناشی از مزاحمت در کامن لا

 

 

گفتار اول : مفهوم مسؤولیت مدنی(Tort ) در کامن لا

 

از آنجایی که مزاحمت در کامن لا در قسمت  tort بحث شده است لذا نخست به مفهوم tort  اشاره می گردد.

Tort در فرهنگ حقوقی بهمن این گونه تعریف شده است :« شبه جرم- ضمان قهری- مسؤولیت مدنی- تخلف مدنی یا ضرری که بدون نقض قرارداد وارد شود و دادگاه قائل به جبران از طریق طرح دعوی بابت خسارات آن شود. نقض تکلیف ناشی از مقررات قانون عمومی در خصوص روابط افراد با یکدیگر در یک معامله خاص.برای تحقق شبه جرم بایستی همواره تکلیفی نسبت به مدعی نقض شده باشد و صرفاً توافقات طرفین کافی نیست. سه عنصر در دعوی شبه جرم عبارت است از : وجود تکلیف قانونی از مدعی علیه نسبت به مدعی- نقض تکلیف و خسارات مستقیم ناشی از آن . تخلف قانونی نسبت به افراد یا اموال بدون وجود قرارداد. این حالت امکان دارد : الف-نتیجه تجاوز مستقیم نسبت به حق قانونی فرد باشد.ب- نتیجه نقض تکلیف عمومی باشد که در اثر آن خسارات خاصی به فرد وارد شود. ج- نقض تعهد خصوصی باشد که در نتیجه آن خسارتی به شخص وارد شود».[1]

به عنوان یک اصل کلی ، در جاییکه شخصی ، به طور غیر قانونی متحمل آسیب یا خسارتی می شود ، دعوای مسؤولیت مدنی بابت آن خسارت یا آسیب به وجود می آید.برای مثال در موقعیتی که A از روی غفلت با اتومبیل متوقف B در جاده تصادف و باعث ورود خسارت به آن می شود ، یک دعوای مسؤولیت مدنی به وجود می آید.[2]

جبران عادی خطا  (Tort) ، خسارت است اما در خطاهایی خاص، ضمانت اجراهای دیگری نظیر قرار منع نیز لازم است زیرا پرداخت خسارات غرامت مناسبی نیستند .[3] مثلا در شبه جرم مزاحمت پرداخت غرامت برای جبران خسارت کافی نیست وباید قرار منع نیز صادر شود تا خوانده از مزاحمت خود دست بر دارد یا در تعرض علاه بر پرداخت خسارت ، از ملک نیز باید رفع تعرض شود .

همان گونه که قبلا ذکر گردید ، مزاحمت یکی از انواع شبه جرمها در کامن لا می‌باشد. البته نکته ای که باید متذکر شد این است که مقصود از مزاحمت ، مزاحمت خصوصی می باشد و مزاحمت  عمومی در کامن لا جرم تلقی می‌شود مگر اینکه شخص یا اشخاصی به طور خاص از مزاحمت عمومی متحمل خساراتی شده باشند که در این صورت جهت مطالبه خسارات    می تواند اقامه دعوی شبه جرم نماید .

گفتار دوم : نقش قصور در ایجاد مسؤولیت مدنی

سؤالی که در این خصوص مطرح می شود این است که آیا اثبات اهمال و قصور خوانده جهت موفقیت خواهان در اقامه دعوی مزاحمت  لازم است  یا خیر؟ اگر اثبات اهمال و قصور لازم باشد ، شبه جرم مزاحمت  منسوخ می شود زیرا شکایت برای کوتاهی و قصور خواهد بود .[4] بین مزاحمت  و قصور تمایزی وجود دارد . در قصور دادگاه به شیوه انجام کار مدعی علیه نگاه می کند اما در مزاحمت  دادگاه به یک سود حمایت شده مدعی و توازن آن در مقابل عملکرد مدعی علیه نگاه می‌کند. به عنوان مثال : کارخانه ای را در نظر بگیرید که با پیشرفته ترین ماشین آلات کنترل آلودگی ساخته شده است و علیرغم این موضوع، این کارخانه هنوز دوده سوختی تولید می کند که ساکنان اطراف ادعا می‌کنند که معادل مزاحمت  و یا قصور است. در دعوی قصور دادگاه باید تحقیق کند که آیا مدعی‌علیه همه توجهات معقول را داشته است یا خیر؟ اگر او از بهترین تجهیزات استفاده کند و آن را به طور مناسبی نگهداری کند دعوای قصور رد خواهد شد ولی در دعوای مزاحمت  دادگاه باید بین منافع طرفین با استفاده از آزمایشات بالا تعادل بر قرار کند. سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا مدعی علیه  به طور معقول و متعارف عمل کرده است یا خیر؟ نه اینکه آیا او تمام احتیاطهای لازم و معقول را اعمال نموده است یا خیر؟[5]

به طور خلاصه می توان گفت : قصور یک عنصر لازم در مزاحمت  نمی باشد و در پرونده مزاحمت  دادگاه اساسا به چیزی متفاوت با شکایت قصور نگاه می‌کند. در قصور دادگاه به شیوه انجام عملکرد مدعی علیه نگاه می کند که از آن شکایت شده است ولی در مزاحمت، دادگاه به آنچه مدعی علیه انجام داده است و چگونگی دخالت آن در استفاده همسایه از ملکش نگاه می‌کند . [6]

 

گفتار سوم : اشخاص دارای مسؤولیت مدنی

 الف-  مزاحمت خصوصی

اصولاًً افرادی که در دعوی مزاحمت خصوصی دارای مسؤولیت مدنی می باشند به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:

1- ایجاد کنندگان مزاحمت

ایجاد کنندگان مزاحمت  کسانی هستند که سبب پیدایش مزاحمت  شده اند . ایجاد کننده مزاحمت  حتی اگرپس از شروع مزاحمت ،  دیگر در ملک سکونت نداشته باشد می تواند طرف دعوی قرار گیرد .[7] آنچه در بحث مسؤولیت ایجاد کننده مهم می باشد آن است که خوانده حتی اگر بیشترین مواظبت را انجام داده باشد مسؤول است . حتی نیازی نیست که ایجاد کننده مزاحمت نفعی در ملکی داشته باشد که مزاحمت از آن ناشی شده است و ممکن است مسؤولیت بعد از این که طرف زمین را ترک کند نیز ادامه داشته باشد.

به طورمثال: هر گاه در ساختمان یک خانه لامپ های قدیمی نصب گردد و این امر موجب مزاحمت  شود چنین شخصی تا هنگام بقای ساختمان مسؤول باقی خواهد ماند حتی بعد از اینکه ملک را فروخته باشد. این امر ممکن است مشکلاتی را بوجود بیاورد و لی راهی برای خوانده جهت پایان دادن به این مزاحمت  وجود ندارد . [8]

مطلب مشابه :  مسائل استراتژیک وزارت رفاه و تأمین اجتماعی با رویکرد پیشگیری از بزهکاری

البته جهت ایجاد مسؤولیت برای ایجاد کننده مزاحمت  می بایست شرایط زیر موجود باشد :

1- پیش‌بینی نوع خسارت در هنگام اقدام به مزاحمت

2- توانایی اصلاح وضعیت

با توجه به موارد مذکور می توان گفت:  چنانچه خوانده (ایجاد کننده مزاحمت) در هنگام اقدام به مزاحمت  قادر به پیش بینی خسارت مربوط نبوده یا قادر به اصلاح وضعیت موجود     ( جهت جلوگیری از تداوم مزاحمت) نباشد ، مسؤول ادامه خسارات نیست. [9]

2-ساکنان

دسته دیگری از خواندگان دعوای مزاحمت ساکنان یک ملک هستند . در بیشتر پرونده های مزاحمت ساکنان منشأ مزاحمت هستند و طرف دعوی قرار می‌گیرند. شخص ساکن مسؤول مزاحمت  به وجود آمده توسط خودش و خدمتکارانش بر اساس مسؤولیت غیر مستقیم است.[10] ولی نکته مهم این است که در صورتی که عمل شخص ساکن،  منجر به ایجاد مزاحمت  شده است مدعی باید ثابت کند که شخص ساکن از وجود مزاحمت  اطلاع داشته است یا می بایست اطلاع داشته باشد. [11]

در پروندهSedleigh  DenfieLd  v. Ocallaghan (1940)   ، یک خاطی (متجاوز)، آبراهی در شهری در زمین مدعی علیه احداث نمود. سه سال بعد آبراه مسدود شد و ملک مدعی (که در مجاورت زمین مدعی علیه قرار داشت) غرق آب شد . یکی از خدمتکاران مدعی‌علیه این نهر را دوبار در سال تمیز می کرد و چون فرض بر این شد که مدعی علیه ها از خطر آگاهی داشتند و کاری برای رفع آن انجام ندادند مسؤول مزاحمت شناخته شدند. در این شرایط مسؤولیت در مواردی بوجود می آید که شخص ساکن با علم به وجود مزاحمت آن را برای اهداف خودش پذیرفته است و بدون انجام اقداماتی برای جلوگیری از آن، آن را ادامه می‌دهد. [12]از طرفی معیار لازم جهت تعیین میزان مسؤولیت ساکنان بیشتر یک معیار درون گرایانه است تا اینکه یک معیار نرمال برون‌گرا یانه باشد و در تعیین مسؤولیت آنان ، دادگاه باید هزینه رفع و توازن آن در مقابل منابع ساکنان را در نظر بگیرد و منابع به معنی منابع مالی و فیزیکی است.[13]

از طرفی شخص ساکن مسؤول مزاحمت های بوجود آمده توسط یک پیمانکار مستقل    نمی باشد مگر اینکه شخص ساکن موظف به انجام یک وظیفه غیر قابل اهمال باشد.[14]

پرونده (1876) Bower v. Peat  مؤید این مطلب می باشد. در این پرونده طرفین مالـک دو خـانـه هـمجوار بودند.  مدعی علیه یک پیمانکار را استخدام کرد تا بر روی خانه اش کار کند. در طول دوره کار تکیه گاه خانه مدعی (که در همسایگی خانه خوانده قرار داشت) بر اثر فعالیتهای پیمانکار تخریب شد و او علیه مالک اقامه دعوی نمود. مدعی علیه مسؤول شناخته شد چونکه او موظف به انجام یک وظیفه غیر قابل اهمال بود. [15]

همانطور که ملاحظه می شود در پرونده مذکور هر چند خوانده جهت انجام کار های خانه یک پیمانکار استخدام کرده بوده و اصولا خوانده مسؤول تقصیرات و افعال صورت گرفته از ناحیه پیمانکار نبوده است ولی چون خوانده در فرض مذکور موظف بوده است که یک وظیفه غیر قابل اهمال را انجام دهد از مسؤولیت مبری نمی شود.

در طول تاریخ یک شخص هیچ گاه مسؤول مزاحمت های بوجود آمده توسط قوای قاهره نبوده است. این امر همرده با این عقیده و نگرش است که مالکیت زمین بیشتر منبع حقوق است تا اینکه منبع وظایف باشد ولی رویه قضایی اخیر این نگرش را تغییر داده است . [16]

در پرونده (1980) Leaky  v. National trust ،خوانده ساکن تپه‌ای شد که به دلیل تغییرات آب وهوایی دچار شکستگی و لغزش می شد. لذا به دلیل تغییرات جوی خرده سنگ‌هایی از تپه مذکور بر روی زمین خواهان ریخت و خواهان از خوانده خواست تا آنها را بردارد. خوانده از مسؤولیت خود سر باز زد. خواهان علیه خوانده اقامه دعوای مزاحمت نمود و به همین دلیل طبق حکم دادگاه ، خوانده مسؤول مزاحمت شناخته شد.[17]

در پرونده مذکور ، هر چند خوانده در ریزش سنگ از تپه هیچ گونه دخالتی نداشت و دلیل ریزش تغییرات جوی بود ولی دادگاه بدون توجه به این موضوع ، خوانده را مسؤول مزاحمت دانست.

در پرونده  : Bybrook Barn garden centre v. Kent cc (2001) یک کانال زیر زمینی در هنگام نصب توسط شورا مناسب بود اما بعد از تغییر در طبیعت منطقه سر چشمه‌ها نامناسب شد و باعث بروز سیل گردید و به همین دلیل علیه شورا اقامه دعوی شد. شورا از وضعیت کانال آگاه بود یا می‌بایست آگاه می شد ، به همین دلیل مسؤول سیلی شناخته شد که از یک باران طبیعی ناشی می‌شد.[18]

لذا قانون می تواند بدین صورت تشریح شود که شخص ساکن در مواردی که از وجود مزاحمت در ساختمان های خود آگاه است یا می بایست آگاه باشد و اقدامات معقولی برای رفع این مزاحمت انجام نداده باشد مسؤول مزاحمت های ایجاد شده توسط فرد متجاوز یا طبیعت است .[19]

3- مالکان ( کسانی که اجازه مزاحمت می دهند)

گروه دیگر از افرادی که طرف دعوای مزاحمت قرار می گیرند ، مالکان هستند. قاعده ای که دلالت بر مسؤولیت صاحب ملک نسبت به مزاحمت های انجام گرفته در آن بنماید مبهم می باشد.  اصل اساسی این است که صاحب زمین مسؤول نخواهد بود،  چون کنترل زمین به طور کامل از اختیار او خارج است ولی استثنائاتی بر این اصل وجود دارد . در مواردی صاحب زمین مسؤول مزاحمت بوجود آمده می باشد که او قبل از مزاحمت از آن آگاهی داشته یا باید آگاهی  داشته باشد. او همچنین در صورتی مسؤول است که اجازه مزاحمت از ناحیه او صادر شده باشد . لذا هنگامی که ملکی به اجاره داده می شود ، در صورتی که صاحب ملک ایجاد مزاحمت نموده و سپس ملک را اجاره دهد یا مالک صریحاً یا به طور ضمنی به مستاجر اجازه ارتکاب یا ادامه مزاحمت را بدهد مسؤول تلقی می شود. [20]

مطلب مشابه :  اهمیت ایقاع در روابط اجتماعی و کاربردهای آن

در پرونده Tetcey  v. Chitty (1986) ، انجمن شهر به یک باشگاه چرخ دستی ، اجازه داد تا از زمین او استفاده کند.  دادخواست مزاحمت توسط اهالی اطراف به دلیل سرو صدا به طرفیت انجمن شهر صورت گرفت. دفاع شورای شهر در عدم مسؤولیت به خاطر عدم ایجاد مزاحمت و یا عدم اجازه مزاحمت رد شد زیرا مزاحمت نتیجه معمول و لازم چرخ دستی ها بود و از این رو مدعی علیه به طور آشکار یا غیر آشکار با ین مزاحمت موافق بوده است.[21]

اگر مالک در اجاره زمین از مستاجر تعهدی بگیرد که مستاجر موجب مزاحمت نشود و این مزاحمت نتیجه اجتناب ناپذیر ملک مورد اجاره نباشد ( مانند پرونده Tetley  v. Chitty) صاحب ملک مسؤول نخواهد بود . بنابراین در موردی که یک مسؤول محلی خانه ای را به خانواده ای اجاره داد بود و آنها متعهد شده بودند مزاحمتی ایجاد نکنند، مسؤول محلی دیگر جوابگوی رفتار این خانواده قرار نگرفت.[22]

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که چنانچه نقصی در مال موجود باشد که این نقص باعث ورود خسارت به مستاجر یا شخص ثالثی گردد مسؤول خسارت وارده چه کسی می باشد و آیا در این موارد می توان مالک را مسؤول دانست؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت جائیکه مالک حق ورود و تعمیر در اجاره را برای خود محفوظ نگه داشته است یا حق انجام این کار را به طور ضمنی داشته باشد مالک مسؤول خواهد بود چه از نقص با خبر باشد نباشد ، مگر اینکه نقص به دلیل عملکرد متجاوز یا قوه قاهره باشد یعنی به گونه ای نقص قابل انتساب به او نباشد. در مورد اجاره سکونت برای کمتر از 7 سال،  یک الزام قانونی برای مالک وجود دارد که سازه و نما را تعمیر کند و نمی تواند از آن کنار گیری نماید (مواد 14-11 قانون مالک و مستاجر مصوب 1985) .[23]

برای مالکان ملک نوعی مسؤولیت قانونی نیز وجود دارد . ماده 4 قانون  ساختمان معیوب مصوب 1973 بعد از انتقال وظیفه ای برای مالکان بر جای می گذارد . مفاد ماده مذکور در مواردی اعمال می  شود که صاحب ملک مکلف به نگهداری یا تعمیر ساختمان ها برای مستاجر می باشد . در مواردی که صاحب خانه از عیب مربوطه آگاه باشد یا باید آگاه باشد وظیفه ای در برابر تمام افرادی که انتظار می رود به طور متعارف تحت تاثیر عیوب این ساختمان ها قرار گیرند بر عهده دارد . از این رو اگرL    ساختمانی را بهT اجاره دهد و حق ورود و انجام تعمیرات محفوظ باشد و در ساختمان عیبی ایجاد شود کهL از آن آگاه است و خسارتی بهN  وارد شود ، مالک مجاور یعنی Nمی تواند طبق ماده 4 اقامه دعوای قانونی نماید یا توسط یکی از قواعد استثنایی کامن لا در مورد صاحب ملک قادر به شکایت به دلیل مزاحمت شخصی باشد. [24]

در پرونده Mint v. Good (1951)، خواهان کودکی بود که زمانیکه دیوار فرو ریخت در حال راه رفتن در خیابان بود و به واسطه فرو ریختن دیوار آسیب دید و علیه مالکانی که مسؤول دیوار بودند اقامه دعوی نمود . دادگاه اعلام نمود که مزاحمت وجود داشته است و خواندگان مسؤول می باشند و دادگاه استیناف اعلام داشت که وظیفه ای برای تعمیر دیوار برای مالکان در این پرونده وجود داشته است. [25]

ب-  مزاحمت  عمومی

خواندگان دعوای مزاحمت عمومی با خواندگان دعوای مزاحمت خصوصی یکسان هستند که عبارتند از : ساکنان ، مالکان و ایجاد کنندگان و نتیجه عمل این افراد است که منجر به مزاحمت خصوصی یا عمومی می شود .

لذا اگر عمل افراد مذکور ، همزمان بر کل اجتماع یا همسایگان یا تعداد قابل توجهی از افراد اثر گذارد آن عمل از مصادیق مزاحمت عمومی می باشد و در غیر این صورت از مصادیق مزاحمت خصوصی است .[26]

 

    1- بهمن آقایی ، پیشین ، ص1047.

    2- C.F. Padfield , op. cit , p.193. 

    3- W . J. ,Brown , op.cit , p.143 .

    1- C. F. Pad field , op. cit , p. 222 .

    [5] John Cook, op.cit  , pp. 234-235.

    1- I bid ,p. 235 .

    2- John Cook , op .cit , p. 227.

    3-“Environmental liability The CommoN law”,www.cradiff.ac.UK/ cplan/downloads/enw law ,6/5/2007,P. 6 .

.

      

 

    1 John  Cook , op.cit , P.227.

    2- Ibid.

    3- Vera  Bermingham , op. cit. , p.219.

 

   

.

.

   

 

    1- John Cook ,op.cit , P. 228

    2- Ibid .

    3 Ibid ,p. 227

    4- Ibid ,p. 228

 

 

. .

 

    1- Ibid.

    2Ibid.

    3- John  Lew thwait & John s. Hodgson , op.cit , p. 329.

   1John Cook , op.cit , p.228.

    2- Ibid , pp. 228-229.

    3- Ibid , p. 229.

 

. 

.

    1- Ibid .

    2- Ibid .

    1- Ibid.

    2- C.F. Padfield ,op.cit , p.221.

    3- Tech law journal , op.cit , p.1.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92