راه حل ها

ابعاد کارراهه شغلی

ابعاد کارراهه شغلی

مفهوم مسیر شغلی، به عنوان حلقه پیوند میان سازمان ها و افرادی که برای آن ها کار می کنند، از هر دو جنبه ی درونی و بیرونی مورد بررسی قرار می گیرد (قلاوندی و سلطانزاده، 1391). طبق ادبیات در حال گسترش در زمینه کارراهه شغلی، محققان بر این نکته تأکید دارند که مفهوم کارراهه شغلی دارای دو بعد عینی (بیرونی) و ذهنی (درونی) می باشد.

2-2-5-1- بعد بیرونی یا عینی

جنبه عینی کارراهه، عناصر قابل مشاهده تر را مورد توجه قرار می دهد که شامل تفاوت ذاتی در جایگاه ها، نقش ها، سطوح موقعیت، پرداخت ها و شاخص های دیگر ارتباط اجتماعی است. کارراهه عینی به آسانی قابل رویت است اما مشاهده تفاسیر فردی از تجربیات مشکل تر است.

مفهوم مسیر شغلی بیرونی شامل مشاغل و موفقیت های است که فرد با آن ها پیشرفت می کند و به صورت شاخص های سازمانی تعریف شده است (قلاوندی و سلطانزاده، 1391).

 

 

2-2-5-2- بعد  درونی یا ذهنی

بعد ذهنی به ارزش ها، تمایلات و انگیزه های درونی و همچنین ادراک فرد از زندگی کاری اش اشاره دارد (ایتوما و سیمپسون، 2007، 979). جنبه ذهنی کارراهه شامل احساس فرد از تجربیات کارراهه از جمله عوامل عینی در یک زمینه مشخص و همراه با توسعه کارراهه در طی زمان است.

کارراهه ذهنی یک دیدگاه در حال تغییر است که در آن فرد زندگی اش را به عنوان یک کل می بیند و صفات متعدد خود، اعمال و رویدادهایی که برایش بین گذشته و آینده پیوند می زند.

مسیر شغلی درونی در بر گیرنده گرایش ها، ارزش ها ، ادراکات و واکنش های مؤثر به تجارب شغلی است که می تواند نتایج مهمی برای خشنودی، تعهد، رشد چشمگیر عملکرد و باقی ماندن افراد در یک سازمان داشته باشد (قلاوندی و سلطانزاده، 1391).

  • لنگرهای مسیر شغلی
مطلب مشابه :  خرید کاشی و سرامیک

درست همانگونه که ملوانان برای نگه داشتن کشتی لنگر می اندازند. افراد هم برای اینکه در مسیر شغلی خود باقی بمانند به اصطلاح لنگر به آب می اندازند. از این رو افراد با تغییراتی که در مسیر شغلی خود می دهند می کوشند تا استعدادها و توانایی ها، نیازها و نگرش های خود را تعیین و تثبیت نمایند (رابینز، ترجمه پارساییان و اعرابی، 1385، 1005) .

یکی از سازه های مهم در مسیر شغلی درونی، گرایش کارکنان به لنگرهای مسیر شغلی است. لنگر نقطه معینی است که اجازه نمی دهد فرد زیاد از آن نقطه دور شود و همواره فرد را به آن جا باز می گرداند (قلاوندی و سلطانزاده، 1391).

مدل لنگرگاه های مسیر ترقی که توسط ادگارشاین مدیر مؤسسه تکنولوژی ماساچوست ارائه شده، توجه قابل ملاحظه ای را به خود جلب نموده است. شاین واژه لنگرگاه های مسیر ترقی را برای توصیف نگرش ها، ارزش ها، نیازها و استعدادهای متکی بر استنباط به کار می برد که در طی زمان توسعه و پیشرفت می کند. به عقیده شاین بعد از پیشرفت گزینه انتخاب و مسیر ترقی شکل می گیرد و هدایت می شود که می تواند به عنوان جز اصلی استنباط فرد از شغل مورد نظرش تلقی شود.

به رغم شاین لنگرگاه های مسیر ترقی ترکیبی از نیازها و انگیزه های اساسی افراد می باشد که نه تنها بر انتخاب شغل اثر می گذارد بلکه همچنین بر تصمیمات جا به جایی از سازمانی به سازمان دیگر تأثیر دارد. آنچه را افراد در زندگی جویای آن می باشند را شکل می دهد و دید آنها درباره آینده و ارزیابی های کلی آنها درباره ی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را تصویر می نمایند.

وی معتقد است که سازمان از طریق بوجود آوردن فرصت هایی که با لنگرگاه های مسیر ترقی افراد سازگار هستند، سود زیاد می برند. بنابراین بر طبق مفهوم لنگرگاه های مسیر ترقی سازمان ها باید بیاموزند که درباره ی انواع مختلف مشارکت افراد به طور وسیع تری فکر می کنند. این به معنای ایجاد سیستم های گوناگون پاداش و مسیرهای ترقی گوناگون است که پرورش کامل افراد مختلف را امکان پذیر خواهد ساخت( کیانی راد، 1387).

مطلب مشابه :  مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

یکی از پژوهشگران شش نوع اساسی شخصیت را که هر یک ویژه ی یک محیط کاری است از هم متمایز ساخته است. در یک وضعیت سازگار، گرایش اصلی شخصیت افراد با تقاضاها و انتظارات مورد نیاز برای موفقیت در سبک محیط کاری خاص هم خوانی دارد . این پژوهشگر بر این باور است که انواع شش گانه ی شخصیت، پیشگویی کننده های خوبی برای تعیین آرزو و نوع انتخاب لنگرهای کارراهه شغلی به شمار می‌آیند. پژوهش‌های تجربی نیز حکایت از آن دارد که میان گرایش به شخصیت و انتخاب لنگرهای کارراهه ی شغلی همبستگی وجود دارد (هایلند و ماچینسکی ،1991). بخاطر اینکه افراد در سازمان های اداری شخصیت های متفاوتی هستند. بنابراین، دارای لنگرهای کارراهه ی شغلی متفاوتی خواهند بود.

شاین لنگرهای شغلی را برای شخص عبارت از خود پنداره او می داند که از سه مقوله شده است:

1- استعداد توانایی های ادراک خود؛

2- احساس تکامل یافته نسبت به انگیزه ها نیازها؛

3- ارزش های اساسی مهم که مربوط به مسیر شغلی می شوند (عباسپور،1388). دو مورد اول مربوط به تجارب واقعی در محیط کاری است؛ در حالی که مورد سوم از واکنش های فردی به هنجارها و اصول و ارزش هایی است که در وضیت های کاری و اجتماعی متفاوت با آن مواجه می شویم (دانگزیگر و والنسی،2005).

92