رشته حقوق

آثارحقوقی تلقیح مصنوعی در حالت اهدای تخمک

آثارحقوقی  تلقیح مصنوعی در  حالت اهدای تخمک

5-2-1-آثار غیر مالی  حالت اهداء تخمک

5-2-1-1 -نسب

در این حالت جنین تشکیل شده از ترکیب یک تخمک اهدائی با اسپرم شوهر در رحم زوجه نابارور ( همسر مرد صاحب اسپرم ) فراکاشته می شود که در نتیجه زن نابارور و باردار شده و نهایتاً بچه ای را به دنیا می آورد .

 

الف پدر کیست ؟

در این حالت ، جنین از اسپرم شوهر و تخمک اهدائی تشکیل شده است . شوهر زوجه نابارور هم صاحب اسپرم است و هم شوهر زنی است که بچه را به دنیا می آورد در نتیجه در صورت تولد طفل در زمان زوجیت ، صاحب فراش نیز می باشد اگر چه با وجود دخالت اسپرم وی در تکوین جنین و عدم وجود منازع در این مورد ، ضرورتی به توسل به اماره فراش برای اثبات پدری نیست . در صورتی که اهداء کننده تخمک دارای شوهر باشد ، هیچ رابطه نسبی بین شوهر زن اهداء کننده تخمک و بچه به دنیا آمده در اثر استفاده از حالت اهداء تخمک محقق نمی گردد چرا که وی نه صاحب اسپرم است و نه شوهر زنی است که بچه را به دنبا آورده است فلذا فراشی نیز به نفع وی در اینجا وجود ندارد . بدین ترتیب شوهر زنی که بچه را به دنیا آورده و از اسپرم وی در تشکیل جنین استفاده شده است پدر بچه ای است که در اثر بهره گیری از حالت اهداء تخمک به وجود می آید(نائب زاده،1380: 540) .

 

 ب مادر کیست ؟

در این حالت نیز به مشابه حالت جانشینی در بارداری دو زن در به وجود آوردن بچه نقش داشته اند : یکی صاحب تخمک می باشد که جنین در اثر بارور شدن تخمک وی تشکیل شده است و دیگری زن صاحب رحم که دوره پرورش جنین در رحم وی سپری شده و بچه از وی به دنیا آمده است .  در بحث مفصلی که در این مورد درحالت مادر جانشین به عمل آوردیم دیدیم که گروهی زنِ صاحب تخمک، گروهی زن صاحب رحم و عده ای نیز هر دو را مادر طفل می دانند که ما نظر اخیر را تقویت نموده و بر آن شدیم که طفل دارای دو مادر است. در اینجا نیز می توان نظر داد که طفل دارای دو مادر است و اشکالی نیز از جهت این که طفل دارای دو مادر باشد پیش نمی آید ؛اگر چه دو نظر دیگر که یکی زن صاحب تخمک و دیگری زن صاحب رحم را مادر طفل می دانند نیز در این حالت قابل طرح می باشند(همان:541).

مطلب مشابه :  ارزش اثباتی دلیل الکترونیکی عادی

 

5-2-1-2 – نکاح

در صورتی که معتقد به این باشیم که طفل دارای دو مادر است، به لحاظ وجود رابطۀ مادری بین طفل با زن صاحب تخمک و همین طور با زن صاحب رحم و حکم ممنوعیت نکاح بین شخص با مادر مندرج در بند(1) ماده 1045 قانون مدنی، نکاح بین طفل با هر دو زن به سبب وجود رابطۀ مادری ممنوع می باشد.

اگر بر این نظر باشیم که نسب مادری بچه به زن صاحب تخمک می رسد، با عنایت به اینکه در حالت جانشینی در بارداری، حکم قرابت رضاعی را در مورد ممنوعیت نکاح بین طفل و مادر جانشینی که بدون ارتباط ژنتیکی با بچه وی را در رحم خود حمل نموده است، محقق دانستیم، فلذا در این حالت نیز اگر زن صاحب تخمک را مادر محسوب نمائیم، می توان همسر مرد صاحب اسپرم (زوجۀ نابارور) را که بچه را حمل نموده و او را به دنیا آورده است، از حیث ممنوعیت نکاح در حکم مادر رضاعی طفل به حساب آورد که در این صورت برابر مادۀ 1046 ق.م نکاح طفل با وی نیز ممنوع خواهد بود.

اگر بر عکس نظر بالا، صاحب رحم را تنها مادر قانونی طفل در نظر بگیریم، در این صورت برابر تحلیلی که در حالت جانشینی در بارداری در فرضی که زن صاحب رحم (مادر جانشین) را تنها مادر قانونی طفل در نظر گرفتیم در مورد ممنوعیت نکاح بین زن صاحب تخمک (مادرحکمی) با طفل ارائه دادیم، اهداء کننده تخمک(صاحب تخمک) از نظر ممنوعیتِ نکاح، در حکمِ مادر قانونی طفل به دنیا آمده در اثر بهره گیری از حالت اهداء تخمک محسوب شده فلذا نکاح بین وی با طفل ممنوع خواهد بود.

 

5-2-1-3 – حضانت

احکام مربوط به حضانت بچه در حالت جانشینی در بارداری آنجا که پدر حکمی پدر قانونی و یکی از دو زن صاحب تخمک یا صاحب رحم، مادر قانونی طفل در نظرگرفته شدند کاملاَ قابل تطبیق با این فرض می باشد. در نظریه ای که قائل بر این شدیم که هر دو زن، مادر قانونی طفل می باشند، برای به دست آوردن حکم مربوط به حضانت بچه مجبور به توسّل به مبانی حقوق خانواده، نظم عمومی، مبانی قواعد و احکام حاکم بر حضانت و همین طور مصلحت طفل و خانواده شدیم. در اینجا متذکر می شویم که در حالت اهداء تخمک با وضعیتی روبرو هستیم که از یک طرف خانوادۀ ناباروری وجود دارد که شوهر، پدرِ کودک است و زوجۀ وی بچه را به دنیا آورده است به طوری که حادثۀ خارجی تولد بچه در داخل خانواده از زنی که سِمّت زوجه را دارد، محقق شده است در حالی که در طرف  دیگر زنِ صاحب تخمک وجود دارد که عموماً ناشناخته بوده و اصولاً قصدی برای به دوش کشیدن مسئولیت پرورش و بزرگ کردن کودک نداشته است؛ از طرفی زن و شوهر نابارور قبلاً با توسّل به حالتِ اهداء تخمک اشتیاق پذیرفتن این مسئولیت را به منصۀ ظهور گذاشته اند فلذا به نظر می رسد بر اساس قواعد و مبانی مورد اشاره و همینطور مصلحت و سعادت طفل که به نوعی بهترین عاملِ تصمیم گیری در رابطه با تعیین حضانت کودک است، در وضعیت مذکور (دو مادری بودن طفل) حضانت طفل با زنِ پذیرندۀ تخمک خواهد بود.

مطلب مشابه :  مفهوم افساد فی ­الارض از لحاظ حقوقی

این تصمیم گیری باعث می شود که نظم طبیعی و آرامش کانون خانوادگی به وجود آمده در خانوادۀ پذیرندۀ تخمک که مشابه روال طبیعی به دنیا آمدن فرزند در داخل خانواده می باشد، بر هم نخورد(همان:542).

 

5-2-1-4- ولایت

در حالت اهداء تخمک، شوهر که همان مرد صاحب اسپرم می باشد، پدر قانونی طفل است، بنابراین وی و پدر او ولی قهری کودک به دنیا آمده در اثر حالت اهداء تخمک می باشند(همان).

 

5-2-2-1-آثار مالی حالت اهدای تخمک

5-2-2-2- نفقه

مرد صاحب اسپرم پدر قانونی طفل می باشد بنابراین بر اساس مواد قانون مدنی نفقۀ طفل در درجۀ اوّل با وی و سپس با جد پدری کودک می باشد. در صورت فقدان این دو و یا ناتوانی آنها از پرداخت نفقه، مادر که جزء سومین طبقۀ انفاق کنندگان به اولاد است، ملزم به انفاق به بچه خواهد بود که هر کدام از دو زن (زنِ صاحب تخمک یا زنِ صاحب رحم) را که مادر قانونی طفل بشناسیم، وی ملزم به انفاق بچه خواهد بود(نائب زاده،1380: 543)،. سایر مسائل مطروحه در بحث انفاق در حالت جانشینی در بارداری قابل تطبیق با این فرض می باشد.

 

 

5-2-2-3-توارث

شوهر، پدرِ قانونی طفل است بنابراین رابطۀ توارث بین طفلِ متولد از حالت اهداء تخمک با شوهر برقرار است. در مورد رابطۀ توارث کودک با مادر نیز مطالب مطروحه در مورد حالت جانشینی در بارداری ، در این فرض نیز مجری است(همان543).

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92